گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن!
گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كردهاند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن!
آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن! اين گروه ميرن فقيه ميشن و مرجع تقليد مسلمين جهان!
و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:
گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن!
گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن!
گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن!
گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (ميانگين!) آرزوي مرگ كنن!
گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (ولي هستند!!)
حالا يكي بي زحمت به ما بگه كي بود كه ميگفت زن هاي ايراني در جامعه ما نقش چنداني ندارند؟؟؟
حالا پسرا اينو بخونند و حال كنند و دخترا همين جوري گيساشونو چنگ بزنند و گريه كنند.
وقت آن است كه اي گل پسران ناز كنيم!
تاقچـه بالا بگذاريم و «نــــــه»اغاز كنيم!
مطلبي هست در اين باره عيان مي گويم
بشنويـــم و همــه را مُطلع از راز كنيــم
با چنين وضعي اگر طالب همسر گشتيم
نازها بهر وي از پشــت هم اغاز كنيـــم
هوش باشيم الا اي پسران دم بخـــت!!
موقع عقد، شروط خودمان ساز كنيـم
گر چه زيبا و قشنگ است نگارت چون «قو»
بهر رو كم كني او را به مثل«غــــاز»كنيــم
نهراسيـــم كه شايـــد نظر او برگــردد
يا مبادا كه دمي ترس زانباز«1» كنيم
ان قدر هست كه هر يك گل خود برچينيم
قبل چيدن،همه را جمـــله ورانداز كنيــــم
«مريم»و«ياسمن»و«لاله»و گل هاي دگر
«سوسن»و«قاصدك» و ياد گل ناز كنيـم
رسم عاشق كشي افسانه شود در عالم
بهر معشوقه كشي ، خلق هم اواز كنيم
بارها جنس مونث دل تان بشكسته است
زين سپس خون به دل دلبر طناز كنيــم
در جهازيِه او پاترول و مزدا خواهيم
قصد يك باغچه و خانه دلبــــاز كنيــم
سيرت خوب كه شرط است در اين كار، عزيز!
اجتنــاب از صنــم خــانه بر انـــــداز كنيــــم
گل بچـينيم «2»و مبادا كه سريعـــاً گوييـــــم
«بعله» را و همه رشتــه خود باز كنيــــم
اي پسر!عاشق هر عشوه ونازي نشـــــوي!
بايد از بهر رخش «3»عشق پس انـداز كنيم
منظورم از كلماتي كه زيرش خط كشيدم و كمي نامفهومه اينه:
«1»:حريف-رقيب
«2»: اشاره دارد به جمله مشهور«عروس رفته گل بچينه» كه بعد از اين خواهد شد:«داماد رفته گل بچينه»
«3»:حرف «ش»: از لحاظ دستوري مضاف اليه است و اشاره دارد به خوش شانس ترين و خوشبخت ترين دختر روي زمين !!
روزی روزگاری
...........بعضي از پسرها موهايشان را بلند ميکنند
!بعضي از دخترها موهايشان را پسرانه کوتاه ميکنند
!درخيابان
:دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو
!پسر: ايييييييييييش! گمشو
!دختر: شماره بدم زنگ ميزني؟
!پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم ميشي
!در مراسم خواستگاري
:دختر: ببينين يکي از شرايط من براي ازدواج با شما اينه که نبايد برين سرکار
!و يکي ديگه از چيزايي که من خيلي روش متعصبم اينه که نبايد موهاتون رو نامحرم ببينه
...!در حين زندگي مشترک
:دختر: اي بابا! آقا يه چايي نميدي بخوريم؟
!پسر: دستم بنده!... راستي امروز فري اومده بود اينجا! با جعفر اينا! من کلي خجالت کشيدم! زن فري براش پلاک جواهر خريده
...دختر: آقا جون ندارررررررررررم! چي کار کنم؟! از ديوار مردم برم بالا؟
!پسر: آخه من تا کي بايد بشورم و بسابم و بپزم
...دختر
.....
میخوام یه خاطره براطون تعریف کنم. فکر کنم ۴ یا ۵ سال داشتم که با بابام رفتیم سینما البته لازمه بگم
اون موقعها عزیز کرده بابا جونمون بودیم به قول معروف گل پسرش بودیم آخه هنوز این داداش کوچیکه
نیمده بود خلاصه ما رفتیم سینما و فیلم شروع شود بگذریم از اینکه پدر بابامو در آوردم تو سینما چون
عادی شده بود اذیت کردن های من. به هر حال فیلم رو ما دیدیمو جو فیلم ما رو گرفت آخه تو خانواده ما
رسم فیلم که میبینیم زود جو گیر میشیم حالا من خوب بودم این داداش کوچیکم که دیگه آخرشه.
آخه تو فیلم یه بچه بود که یه خروس داشت از سینما که اومدیم بیرون گیر دادن منم شروع شد که الاوبلا
من خروس میخوام هر چیم این بابای بیچاره ما گفت آخه خروس میخوای چیکار به خرج ما نرفت که نرفت
خلاصه به هر بدبختی بود یه خروس چاق و چله خریدیم.
اون شب گذشت و من به عشق خروس کله صبح پا شدم رفتم تو حیاط که با خروس عزیزم بازی کنم
بعد از کلی دنبالش کردن خروس از روی راه پله زیر زمین پرید اونور منم جو سوپر منی گرفت و با خودم
گفتم این خروس میپره چرا من نپرم خلاصه بنده هم با یه پرش بلند شوت شدم به زیر زمین که مسولین
زیربط دلیل این صانحه را بالا بودن وزن اینجانب اعلام کردن.
خلاصه آهو ناله من بلند شد و مامانم متوجه شد آقا پسرش قندو عسلش چه بلایی سرش اومده ما رو
بردن بیمارستان و یه ۶ ۷ تا بخیه زدن به سر و دستمون ما راهی خونه شدیم.
خلاصه به غلت کردن افتادم گفتم آخه بچه نونت کم بود آبت کم بود خروس واسه چیت بود شبم که
بابامون اومد دید اینجوری شده زورش به خروس بیچاره رسیدو برد سر اون بدبخت و برید و خروس بیچاره
جان به جان آفرین تسلیم کرد.
خوب میرسیم به نتیجه این داستان:
۱) با دیدن فیلم زود جو گیر نشین
۲)هیچوقت سعی نکنید سوپرمن باشید
۳)اگه خودتون کاری میکنید گردن بقیعه نندازید
خوب دوستان عزیزم خوب و خوش و موفق باشید. بای تا های.
سلام خدمت تمام دوستان خوبم. بالاخره بعد از این همه چت کردن با خودم گفتم منم یه وبلاگ بزنم
آخه الان خیلی رو بورس وبلاگ داشتن.
منم که بیکار گفتم چرا که نه از بیکار بودن که بهتره. فقط مشکلم اینه که نمیدونم موضوع وبلاگم چی
باشه واسه مدتی قصد دارم از هر موضویی بزارم.
خوب حالا واسه دوستانی که هنوز افتخار آشنایشون رو نداشتم و قرار بعدا با هم آشنا بشیم خودمو
معرفی کنم. سورن هستم ۲۰ ساله از کرج فکر کنم واسه آشنایی اولیه کافی باشه.
خوب دوستان امیدوارم وقتی به وبلاگ حقیر من مییاید از اومدنتون پشیمون نشید و با دادن نظرهاتون
منو یاری کنید.
واسه اولین مطلب هم میخوام شعری از سهراب بزارم که خودم این شعرو خیلی دوس دارم.
زندگی جذبه دستی است که میچیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است.
زندگی بعد درخت است به چشم حشره.
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست.
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.
زندگی شستن یک بشقاب است.
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است.
زندگی مجذور آینه است.
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دلها
زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست.
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است.
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است.
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچ های غربت؟
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه را باید شست.
واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.
دوست را زیر باران باید جست.
خوب دوستان عزیز واسه مطلب اول فکر کنم کافی باشه
خوب و خوش و موفق باشید. بای تا های.

